X
تبلیغات
فتنه گران
وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ [بقره / 217]؛ فتنه جرمش از قتل بزرگ تر است.
آغاز تکاپو برای یک «ارتجاع» بزرگ سیاسی/
بازگشت تكيه گاه؛ تلاش براي بازگرداندن هاشمي 78 ساله به كرسي رياست جمهوري
 
 
 
 

گروه سياسي: بعد از چند ماه امتحان فضا و افکار عمومی درباره معرفی نامزد موردنظر طیف اصلاحات در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، نهایتا این پروژه تبلیغاتی سخنرانی «اکبر ناطق نوری» در شب قدر در حرم امام رضا(ع) و مصاحبه روز گذشته «سعید حجاریان» به پله آخر خود رسید و امروز، هدف اصلی این طیف برای حضور در انتخابات مشخص شد؛ گزینه‌ای که در نگاه اول چندان قابل باور به نظر نمی‌رسد اما بررسی شرایط فعلی این طیف و همچنین اوضاع سیاسی کشور به ویژه بعد از حوادث سال ۸۸ این مساله را باورپذیر می‌کند: اکبر هاشمی رفسنجانی.

به گزارش رجانیوز، روزنامه آرمان در شماره امروز خود، پرونده کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی را چاپ و در صفحه اول منتشر کرد. این روزنامه در صفحه اول ویژه نامه خود به مناسبت معرفی هاشمی برای انتخابات ریاست جمهوری آتی با تیتر بزرگ نوشت: «حتی منتقدان هم می‌دانند کلید حل مشکلات کشور دست هاشمی است.»

 

به هر روي اگر وابستگي سياسي روزنامه آرمان روابط عمومي به يك خانواده خاص نبود،‌ شايد تيتر يك اين روزنامه مي توانست اين نكته را به خاطر بياورد كه اين تيتر بدترين تخريب هاشمي رفسنجاني 78 ساله باشد. 

محورهای تبلیغی این روزنامه اصلاح‌طلب برای هاشمی، دقیقا منطبق بر سخنرانی‌های پیشین برخی از سران این جریان است. آرمان در توصیف هاشمی نوشته است:

- او خوب می‌داند که جامعه چه زمانی نیازمند حضور پررنگ اوست و باز هم به‌خوبی متوجه است که چه زمانی باید سکوت کند چون بهتر از این مردم می‌داند شکستن سکوت یعنی تنها گذاشتن مردم.

- او از‌‌‌ همان ابتدا به تحزب اعتقاد خاصی داشت که این اعتقاد تا به امروز ادامه دارد؛ چنانکه چندی پیش گفته بود نظام اسلامی از نخستین سال‌های پس از پیروزی به احزاب توجه کرده است و نهادینه شدن تحزب یک ضرورت است.

- شاید هیچ یک از سیاسیون قبل و بعد از انقلاب به اندازه آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی خود را در معرض آرای مردم قرار نداده باشد. او با مردم بود و در همین راستا می‌خواست تا بداند اقبال مردم نسبت به او چه میزان است البته این تنها یک دلیل فرعی برای ثبت‌نام در انتخابات‌است هاشمی می‌خواهد تا به‌مثابه پدری دلسوز و نگران از آرمان‌های نظام و انقلاب مراقبت کند و هر کجا که احساس کرد، همانند همیشه برای دفاع از ایران و اسلام سینه سپر کند.

- بدون تردید اگر او بیاید از او استقبال خواهد شد؛ چون حتی منتقدان سال‌های اخیر او به‌خوبی دریافته‌اند، کلید حل بسیاری از مشکلات‌‌‌ همان چیزی است که هاشمی بار‌ها به آن اشاره کرده است و نامی جز اعتدال ندارد.

دیگر روزنامه اصلاح‌طلب هم برای اینکه هرگونه شک و شبهه مبنی بر پروژه مشترک احزاب و طیف‌های مختلف این جرییان برای زیر تابلوی هاشمی رفسنجانی رفتن را از میان ببرد، دفاع تمام قد از هاشمی و سناریوی منجی‌سازی از او را کلید زده است؛ اقدامی که به صورت کاملا خودجوش با پروژه تبلیغاتی روزنامه آرمان همزمان شده است.

با توجه به اقدامات سران اصلاحات در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم، طبیعی بود که فرد شاخصی از این جریان نمی‌تواند بار دیگر به عرصه سیاسی کشور به ویژه جایگاه مهمی مثل ریاست جمهوری بازگردد اما شکل‌گیری یک جریان سیاسی جدید تحت رهبری هاشمی رفسنجانی، اقدامی است که پیش از این بار‌ها از سوی برخی کارگزارانی‌ها نظیر عطاء‌الله مهاجرانی بیان شده بود و اکنون به نظر می‌رسد مورد قبول اصلاح‌طلبان قرار گرفته است.

پررنگ شدن حضور چهره‌هایی نظیر علی عسگری، قدرت‌الله علیخانی، مصطفی هاشمی‌طبا و اسحاق جهانگیری در رسانه‌های این جریان را هم می‌توان دلیل دیگری برای اثبات صحت این سناریو دانست. به نظر می‌رسد هاشمی رفسنجانی همانطور که در انتخابات سال ۸۸ تلاش کرد تا با کلید زدن پروژه «نه به احمدی‌نژاد»، همه طیف‌های سیاسی کشور را زیر پرچم خود و البته به نام میرحسین موسوی جمع کند، اکنون شخصا وارد میدان شده تا با منجی نشان دادن خود، مجددا سیاسیون اصلاح‌طلب از طیف‌های مختلف افراطی تا معتدل را پیرامون خود جمع کند.

البته هاشمی برای تکمیل این پروژه، موانع سختی را در پیش رو دارد که اصلی ترین و مهم‌ترین آن‌ها، افکار عمومی و مردم هستند؛ مردمی که هنوز خاطره اقدامات و مواضع او در جریان فتنه ۸۸ را از یاد نبرده‌اند. مردم در اکثر تجمعات انقلابی بعد از انتخابات که برای مقابله با آشوبگران برگزار می‌شد، هاشمی رفسنجانی را پدرخوانده این جریان می‌نامیدند و خواستار تصحیح مواضع او بودند که این مساله در راهپیمایی تاریخی ۹ دی به اوج خود رسید و مردم با پلاکاردهای دست نویس خود که حجم اصلی آن‌ها را اعتراض به هاشمی و فرزندانش اختصاص داده بودند، وی را مسبب شعله‌ور شدن آتش فتنه و رسیدن آن به خیمه امام حسین (ع) در روز عاشورای ۸۸ معرفی کردند. حضور مهدی و فائزه هاشمی در لندن و مطالبه عمومی از دستگاه قضایی برای برخورد با آن‌ها نیز از دیگر زمینه‌های اصطکاک جدی هاشمی با مردم است که به نظر نمی‌رسد به همین سادگی قابل ترمیم باشد؛ موضوعی که واکنش‌های منفی به ویژه‌نامه انتخاباتی امروز هاشمی در روزنامه‌های اصلاح‌طلب هم موید آن است.

به هر روي هاشمي رفسنجاني چه واقعا قصد آمدن به عرصه انتخابات را داشته باشد و چه رسانه ها نام او را براي رد گم كردن مطرح كرده باشند، روشي كه اكنون اتاق فكر هاشمي رفسنجاني در پیش گرفته شباهت فراواني با آنچه در سال 1384 با صحنه گرداني مهدي هاشمي رخ داد، دارد. اجاره كردن پرحجم رسانه هاي مكتوب و اينترنتي ، به كارگيري برخي چهر هاي خاص ، ارائه اين تحليل كه هيچ كس جز هاشمي نمي تواند و ... از جمله مشتركات سناريو سال 84 و سال 91 است.

گفتنی است، چند ماه پیش یکی از فعالان رسانه‌ای کشور با تحلیل شرایط سیاسی کشور و وضعیت فعالیت اصلاح‌طلبان، هاشمی رفسنجانی را گزینه نهایی آنان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری عنوان کرده بود. «محمدحسن روزی طلب» نويسنده كتاب تكيه گاه كه به بررسي عملكرد هاشمي رفسنجاني در انتخابات نهم و دهم رياست جمهوري مي پردازد،‌ اردیبهشت ماه در وبلاگ شخصی خود نوشته بود: «هاشمی عاشق قهرمانان تاریخ است. کتاب امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار را خوانده‌اید؟ بعضی اوقات شکست هم می‌تواند فردی را قهرمان کند. وضعیت کنونی فائزه و مهدی هم بسیار عالی است و آن‌ها دقیقا در موضع خودشان قرار دارند. گره زدن همه مسائل به رابطه با امریکا و نشان دادن یک فرد که می‌تواند این گره را حل کند حتی می‌تواند بالا‌تر از همه شایعات ۴۰ ساله باشد و این استدلال را بسازد که اگر ... حداقل یه کاری هم می‌کنند!»

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 19:22  توسط سرباز | 
یک منبع‌آگاه در گفتگو با رجانیوز: فائزه هاشمی از ایران گریخت + فیلم

 

در شرایطی که در هفته‌های اخیر صدور برخی احکام برای فعالان رسانه‌ای ـ دانشجویی جبهه فرهنگی انقلاب، از سوی قوه قضائیه، اعتراضات زیادی را از سوی چهره‌های دلسوز نظام همچون آیت الله علم‌الهدی، دکتر باقری لنکرانی و تشکل‌های مختلف داشنجویی به دنبال داشته است، عدم اجرای حکم محکومیت فائزه هاشمی رفسنجانی، پنج ماه پس از صدور این حکم، سبب شد تا دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، صبح روز پنج شنبه 12 مرداد حدود ساعت 4:30 بامداد از فرودگاه امام خمینی(ره) ایران را ترک کرده و به برادرش مهدی هاشمی یکی از محورهای اصلی فتنه 88 بپیوندد.

به گزارش رجانیوز، یک منبع آگاه در گفتگو با رجانیوز، ضمن تایید این خبر اعلام کرد فائزه هاشمی صبح روز پنج شنبه 12 مرداد حدود ساعت 4:30 بامداد با حضور در فرودگاه امام خمینی (ره)از ایران خارج شده است.

این در حالی است که فائزه هاشمی رفسنجانی که سال گذشته به اتهام فعالیت های تبلیغی علیه نظام در دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به 6 ماه حبس و 5 سال محرومیت از عضویت و فعالیت در احزاب، گروه‌ها، انجمن‌ها، فضای مجازی و همچنین فعالیتهای فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شده بود اما با گذشت 5 ماه از صدور حکم محکومیت، این حکم درباره وی به اجرا در نیامده بود.

فائزه هاشمی به عنوان یکی از لیدرهای میدانی اغتشاشات سال 88 دوبار توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. وی که در جریان برگزاری راهپیمایی 25 خرداد 88 سخنان موهنی را نسبت به مقامات ارشد نظام بیان کرده بود، در مصاحبه‌ای با سایت ضدانقلاب روزآنلاین نیز مدعی شد مملکت را اراذل و اوباش اداره می‌کنند.

با اینحال و پس از برگزاری دادگاه فائزه با تاخیری چندین ماهه، دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تنها به 6 ماه حبس و 5 سال محرومیت از عضویت و فعالیت در احزاب، گروهها، انجمن ها، فضای مجازی و همچنین فعالیتهای فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شد. این در حالی بود که اجرای این حکم که با اعتراض جریانات انقلابی نیز همراه بود از ابتدا با ابهاماتی مواجه شده بود به نحوی که سردار سعید قاسمی در واکنش به صدور این رای اعلام کرد:« اگر چنین حکمی را برای فائزه بریدند و نصف روز این خانم زندان رفت، من ریشم را می‌تراشم.»

بر اساس قانون پس از صدور حکم قطعی توسط دادگاه تجدیدنظر در مواردی که مدعی‌العموم شاکی پرونده است، دادستان خواستار اجرای حکم صادره می‌شود و دادگاه مربوطه ملزم به ابلاغ رأی به متهم و دایره اجرای احکام است تا ظرف 10 روز حکم اجراء شود. بر این اساس، خروج چنین متهمانی از کشور تنها با دستور مقام قضائی امکان پذیر است.

 

فرهنگ نیوز نیز با انتشار این خبر و تصاویر حضور فائزه هاشمی در سالن انتظار فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) نوشت: « تاکنون مقصد فائزه هاشمی برای کسی آشکار نشده است ولی احتمال می رود با توجه به برگزاری بازی های المپیک در لندن، این موضوع بهانه ی خوبی برای حضور فائزه هاشمی در انگلیس و دیدار با برادرش مهدی هاشمی باشد.»

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 19:18  توسط سرباز | 
 
خاتمی در صورتی در انتخابات شرکت می‌کند که موسوی و کروبی آزاد شوند!
 
پسر مهدی کروبی مدعی شد که سیدمحمد خاتمی گفته است تنها در صورتی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کنیم که موسوی و کروبی آزاد شده باشند.

به گزارش جهان به نقل از قاصد، محمدحسین کروبی در صفحه شخصی خود با اشاره به دیدار هفته گذشته خود با محمد خاتمی، نوشت: اول از همه آقای خاتمی سلام گرمی به آقای کروبی رساند و گفت که آرزوی اصلی اش آزادی همه زندانیان سیاسی به خصوص آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد است.

 

وی از آزادی موسوی و کروبی با کلمه "آرزو" یاد کرد و افزود: آقای خاتمی می گفت که نشانه هایی از تحقق این آرزو را می بیند که امیدوار است درست باشد.

 

محمد حسین کروبی تصریح کرد: آقای خاتمی البته تاکید داشت که دغدغه ی اصلی او آزادی زندانیان سیاسی و رفع حبس آقایان کروبی و موسوی است و نه انتخابات ریاست جمهوری! و تنها در موقعیتی که این آزادی ها تامین شده باشد می توان در باره ی ورود به انتخابات ریاست جمهوری بحث و گفتگو کرد!

 

وی در بخش دیگری از روایتش از این دیدار خاطرنشان کرد: باید درباره موضوع اتاق فکر و نیز مساله انتخابات که آیا صحیح است وارد صحنه انتخابات شد، یا نه، و در صورت شرکت چطور وارد شد، باید نطرات آقایان کروبی و موسوی را حتما دریافت و آنها را لحاظ کنیم!

 

گفتنی است صاحب نظران سیاسی بارها تاکید کرده اند که محمد خاتمی همچنان با سران فتنه کاملا همسو است و به همین جهت تا اصلاح طلبان برائت خود را از فتنه گران رسما و به صورت شفاف اعلام نکنند، و پایبندی خود به قانون را به اثبات نرسانند، امکان ورود مجدد آنان به انتخابات ریاست جمهوری مقدور نیست چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که آنان همانند سال ۸۸ ادعاها و اقدامات غیرقانونی خود را تکرار نکنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 9:50  توسط سرباز | 
بوسه هاشمی رفسنجانی بر پیشانی یدالله سحابی
 


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 9:48  توسط سرباز | 
درباره ابراز نگرانی رفسنجانی درباره 'اصل نظام' و استبداد عوام!

آقای هاشمی در زمان 'استبداد خواص' در فتنه کجا بودید؟!

 

آقای هاشمی در زمان

 
جناب آقای هاشمی حتما مستحضرید که قلب ملت مومن و صبور ایران اسلامی هنوز از حادثه روز "عاشورای 88" و حرمت شکنی های غیرقابل وصف و بی شرمانه فتنه گران، شرحه شرحه و خون است؛ همان روز عاشورایی که فتنه گران به ساحت مقدس اباعبدالله الحسین علیه السلام و مجالس عزای سالار شهیدان چه جسارت ها که زبان از شرح آن شرم دارد، نکردند و در حالی که ملت حسینی ایران در سوز آتش این جسارت بی شرمانه می سوختند، سران فتنه عبارت "امت خداجو" را برای بانیان این جسارت ها به کار بردند.
سرویس سیاسی جهان ـ جابر سعادتی صدر: آقای هاشمی رفسنجانی روز گذشته طی دیداری از "حرمت شکنی گروهي اندك ولي متشكل و البته نامشخص" نسبت به نوه حضرت امام(ره) به شدت گلایه و انتقاد کرد.

وی این موضوع را "استبداد عوام" توصیف و عنوان کرد که اين رفتارهاي افراطي "به اصل نظام آسيب مي‌زند."

گذشته از این اظهارات هاشمی و ادعای حرمت شکنی نسبت به نوه امام(ره)، قطعا اقشار مختلف مردم هرگونه توهین به بیت مکرم حضرت امام(ره) را محکوم می کنند و ملت بزرگ و انقلابی ایران به خاطر شدت عشق و علاقه ای که به حضرت امام راحل دارند، به هیچ وجه اسائه ادب به بیت ایشان را نیز تایید نخواهند کرد.

ممکن است عده ای به اشتباه شعارهای تند سر داده باشند اما آنچه در این میان قابل تامل است، مواضع صریح هاشمی رفسنجانی در این خصوص است که شعار دادن توده های عزادار مردمی در سالگرد رحلت امام (ره) در اثنای سخنان سید حسن خمینی آن هم با مضامینی مانند "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" را حمل بر توهین و حرمت شکنی "گروهی اندک ولی متشکل و البته نامشخص" کرده است و از آن به عنوان "نمود بارز استبداد عوام" یاد کرده است.

حال واقعا جای این سؤال وجود دارد که اگر از نظر هاشمی رفسنجانی شعار دادن در هنگام سخنرانی سید حسن خمینی (باتوجه به سابقه ذهنی که مردم از مواضع و کردار سید حسن دارند) آن هم با مضامینی که ذکر شد، توهین و حرمت شکنی در حدی است که "اگر جلوي آن گرفته نشود به اصل نظام آسيب مي‌زند"؛
پس تکلیف "استبداد خواص" چه می شود؟ رفتار و کردار سران فتنه در جریان فتنه 88 و مواضع هاشمی در آن مقطع زمانی را چه باید توصیف کرد؟!

اگر طرح چند شعار با مضامینی در دفاع از نظام و انقلاب ـ گذشته از درستی یا نادرستی محل طرح این شعارها ـ حرمت شکنی محسوب می شود که می تواند به اصل نظام آسیب برساند! پس در مورد جنگ تمام عیار فتنه گران داخلی با همراهی صریح و آشکار دشمنان خارجی این نظام از جمله رژیم صهیونیستی و آمریکا در جریان فتنه 88 برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران چه باید گفت؟!

آیا جناب آقای هاشمی رفسنجانی در آن مقطع زمانی حساس نیز برای این نظام احساس خطر کرد و این چنین که امروز به دلیل طرح چند شعار در خود احساس تکلیف کرده که به میدان دفاع از نظام و انقلاب(!) وارد شود، در فتنه 88 و در مقطعی که ندای "این عمار" مقام معظم رهبری بلند بود، وارد معرکه دفاع از اصل نظام و انقلاب شد؟!

زمانی که در حوادث پس از انتخابات 88، خیابان های تهران در آتش دشمنان این ملت و نظام می سوخت و دولتمردان رژیم صهیونیستی و آمریکا به صراحت از "براندازی" این نظام با استفاده از فرصت فتنه 88 دم می زدند و یک ائتلاف همه جانبه بین دشمنان و فتنه گران داخلی با دشمنان قسم خورده خارجی نظام ایجاد شده بود، موضع و عملکرد جناب آقای هاشمی رفسنجانی چگونه بود؟!
آیا وی در آن روز بر علیه فتنه گران و دشمنان این نظام و مردم وارد عرصه شد و نقش خود را به عنوان یکی از یاران دیرین امام و مقام معظم رهبری ایفا کرد و یا در خطبه های نماز جمعه تیر 88 و در اوج آتش فتنه، ساز "تردید" در صحت انتخابات را کوک کرد و خواستار آزادی تمام فتنه گرانی شد که به علت حمله به جان، مال و ناموس مردم و محاربه با نظام در زندان به سر می بردند؟ و در ادامه هم بارها با فعالان فتنه تجدید دیدار و تلویحا و تصریحا از آنان اعلام حمایت کرد؟

آیا در نظر آقای هاشمی، حمله به اصل کیان نظام جمهوری اسلامی ایران و محاربه صریح دشمنان داخلی و خارجی در مقطع فتنه 88 با این انقلاب و مردم، به اندازه حرمت شکنی نسبت به سید حسن خمینی اهمیت نداشته و ندارد؟!

آیا دوام و بقای این نظام و انقلاب به افراد و اشخاص وابسته است که بر فرض توهین به این افراد و بنابر فرمایش هاشمی به اصل نظام آسیب وارد شود؟! و احتمالا پاسخ جناب آقای هاشمی به این پرسش مثبت است چرا که در غیر این صورت در فتنه 88 ملت ایران حداقل شاهد یک مورد از محکوم کردن فتنه گران و اقدامات آنها توسط وی می بودند اما با کمال تاسف مردم مظلوم و صبور این مرز و بوم که در تمام مقاطع در دفاع از این نظام و آرمان های آن سنگ تمام گذاشته اند، نه تنها شاهد محکوم کردن فتنه گران توسط هاشمی نبودند بلکه با چشمانی از حدقه بیرون زده شاهد نقش آفرینی برخی از اغتشاشات و آتش افروزی ها در معرکه فتنه 88 توسط نزدیکان نیز بودند.

در کمتر اغتشاش و تجمعات غیرقانونی پس از انتخابات 88 در تهران بود که چهره "فائزه هاشمی رفسنجانی" در میان آشوبگران رویت نشود و جمعیت آشوبگر حاضر در صحنه از ارشادات صریح او بر لزوم روشن نگه داشتن آتش فتنه بی نصیب مانده باشند.

البته ما نیز اظهارات جناب آقای هاشمی در تقبیح توهین به بیت امام(ره) را تایید می کنیم اما در کنار آن هرگز دفاع تمام عیار هاشمی از فرزندش مهدی هاشمی که چند صباحی پس از فتنه 88 راهی انگلیس شد را از خاطر نمی بریم؛ چطور جناب آقای هاشمی که قلبش برای این نظام، انقلاب و امام می تپد! وقتی شاهد نقش آفرینی برخی نزدیکان در تدارک حوادث پیش و  پس از انتخابات 88 و لطمه به اصل نظام بود و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی مستندات متعددی از نقش وی در فتنه 88 ارائه کردند و حتی نمایشگاهی از این مستندات در وزارت اطلاعات نیز برپا شد اما با این وجود جناب آقای هاشمی، تمام قد از کرده فرزندش دفاع کرد و نگران "آسیب به اصل نظام" نشد؟!

شاید در آن مورد نیز جناب آقای هاشمی معتقد بود هرگونه انتساب اتهامی به مهدی هاشمی به معنای توهین و حرمت شکنی به انقلاب و استوانه های آن محسوب می شود کما این که در مورد اخیر نیز طرح چند شعار در محضر سید حسن خمینی را حرمت شکنی نسبت به بیت امام و باعث آسیب به اصل نظام دانسته اند!

جناب آقای هاشمی حتما مستحضرید که قلب ملت مومن و صبور ایران اسلامی هنوز از حادثه روز "عاشورای 88" و حرمت شکنی های غیرقابل وصف و بی شرمانه فتنه گران، شرحه شرحه و خون است؛ همان روز عاشورایی که فتنه گران به ساحت مقدس اباعبدالله الحسین علیه السلام و مجالس عزای سالار شهیدان چه جسارت ها که زبان از شرح آن شرم دارد، نکردند و در حالی که ملت حسینی ایران در سوز آتش این جسارت بی شرمانه می سوختند، سران فتنه عبارت "امت خداجو" را برای این اقدام فتنه گران به کار بردند.

ملت انقلابی و بصیر ایران در آن روز و روزهای پس از آن
دقایق و لحظه ها  را با خون دل می شمردند که یاران دیرین انقلاب و استوانه های این نظام و امثال آقای هاشمی لااقل زبان به محکومیت این اقدام شنیع و حرمت شکنانه باز کنند اما سکوت مدت دار هاشمی همچنان ادامه یافت.   

از سوی دیگر جای طرح این سؤال نیز وجود دارد که اگر شعار دادن در برابر سید حسن خمینی که سوالاتی درباره برخی عملکردهای وی وجود دارد، حرمت شکنی محسوب می شود،
حکم جسارت های رنگارنگ سران جبهه اصلاحات که دست بر قضا مورد حمایت صریح امروز جناب آقای هاشمی هستند، چیست؟! 

جناب آقای هاشمی حتما جسارت به تمثال مبارک حضرت امام و آتش زدن آن در مقام چشمان منقلب و گریان مردم که حامیان واقعی این نظام بوده و هستند را به خاطر دارند و یا تاخت و تاز سران اصلاحات به اندیشه و آرمان های امام راحل در کوران حاکمیت سران اصلاحات و صدها مورد دیگر از این دست را نیز به خاطر دارند؛ راستی در آن مقطع زمانی، موضع شما در قبال آن اقدامات کینه توزانه نسبت به "امام عزیز امت" چه بود و آیا کسی کوچکترین صدایی در اعتراض به بانیان این اقدامات معاندانه از شما که امروز نگران آسیب به اصل نظام هستید، شنید؟!

نکته مهم دیگر اینکه همان طور که گفته شد، بیت مکرم امام خمینی(ره) مورد احترام مردم هستند اما به درستی که فرزندان امام(ره) فراتر از چند خانواده و به وسعت همه انقلابیون و عاشقان خمینی(ره) است و معیار نزدیکی به امام راحل و خط ایشان، نه نسبت فامیلی که عملکرد و رفتار اشخاص است. هرکه مواضعش به امام و آرمان هایش نزدیک تر باشد، به همان اندازه به خمینی کبیر نزدیک و خط امامی تر است؛ چنانکه بسیاری سید حسن نصرالله را به بواسطه عملکردش فرزند امام(ره) می دانند.

بگذریم؛ حکایت توهین و حرمت شکنی فتنه گران و معاندان با این نظام و انقلاب و شرح اقدامات کینه توزانه و براندازانه دشمنان داخلی و خارجی این انقلاب و نظام، داستان تلخ و پرغصه ای است که البته چشمان تیزبین و بابصیرت این مردم که ایستادگی خود بر سر اصول و آرمان های راستین امام و انقلاب را در مقاطع مختلف و حساس به اثبات رسانده اند، لحظه به لحظه آن را در صفحه ذهن خود به طور مجسم به ثبت رسانده اند و به خوبی مواضع، کردار و گفتار مدعیان دفاع از امام، نظام و انقلاب در مقاطع حساس را به خاطر دارند و در انتها اینکه "اگر در خانه کس است یک حرف بس است."
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 13:42  توسط سرباز | 
با وجود عدم عضویت، محمد هاشمی حضورش در جلسات مجمع را تایید کرد:
حضورم برای رسیدگی به تنظیم صورتجلسه، نور، صدا و خبر جلسات مجمع است!

محمد هاشمي رفسنجاني در واكنش به انتشار خبر حضور معنادارش در جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام، اظهارات جالبي را بيان كرد.

بر پايه اين گزارش، چندي قبل رجانيوز با انتشار خبري تحت عنوان "حضور محمدهاشمی درجلسات مجمع‌تشخیص به بهانه ریاست دفتر برادرش!" به حضور غير متعارف برادر آقاي هاشمي در جلسات دور جديد مجمع تشخيص اشاره و طي آن خواستار توضيح وي در اين باره شده بود.

در همين راستا، محمد هاشمي رفسنجاني با تاخيري چند روزه، در گفتگو با خبرگزاري فارس ضمن تاييد اين خبر، در توجيه اين اقدام عجيب اعلام كرد: "شرکت رئیس دفتر در جلسات بدون حق رأی یک وظیفه است؛ همانطور که رئیس دفتر رئیس جمهور نیز می‌تواند در جلسات هیئت دولت شرکت کند اما حق رأی ندارد."

وي در ادامه استدلالش را كامل تر كرده و توضيح مي دهد: "مدیریت جلسات مجمع به عهده رئیس دفتر است از این رو وی می‌تواند در جلسات مجمع شرکت کند ... مسئولیت برگزاری و مدیریت عالی جلساتی که در مجمع برگزار می‌شود بر عهده رئیس دفتر است و او باید به مسائل مختلفی از لحاظ خبر، تنظیم صورتجلسه، نور، صدا و خبر و همچنین پیاده کردن نوارهای جلسه رسیدگی کند و در واقع این‌ها جزو مسئولیت‌های او محسوب می‌شود."

اما اين اظهارات عجيب در حالي بيان مي شود كه مشخص نيست آيا آقاي هاشمي از جايگاه جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام بي اطلاع است يا صرفا اين مغالطه را جهت توجيه اقدام عجيب خود عنوان كرده است؟  اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام هيچ كدام منصوب رييس اين مجمع نيستند و اگر رهبر معظم انقلاب در دوره جديد، بنا بر تشخيص خود يكي از اعضاي سابق را ابقا نكرده اند، صراحتا به معناي عدم جواز شركت آن فرد در ادامه جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام مي باشد.

هم چنين محمد هاشمي در حالي "مدیریت جلسات مجمع را بر عهده رئیس دفتر رييس مجمع" دانسته است كه مشخص نيست با اين اوصاف، دقيقا نقش رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در اداره اين نهاد چيست؟ از سوي ديگر معلوم نيست طبق اظهارات محمد هاشمي،  "تنظیم صورتجلسه، نور، صدا و خبر و همچنین پیاده کردن نوارهای جلسه  و ..." كه بر عهده رييس دفتر رييس مجمع تشخيص است، چه ارتباطي با حضور مستقيم، دائم و فعال وي در جلسات مجمع دارد و آيا فرد ديگري جز برادر آقاي هاشمي از عهده اين قبيل كارهاي ساده بر نمي آيد؟

محمد هاشمی در شرایطی برای توجیه حضور خود در جلسات مجمع پرداختن به موضوعاتی چون امور صوت و نور را بهانه کرده است که پیش از این و در واکنش به عدم وجود نامش در میان اعضای جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام، از این موضوع استقبال کرده و بابت این موضوع از رهبر انقلاب تشکر کرده بود!

این در حالی است که روزنامه اعتماد نیز ترجیح داد اصلی ترین خبر خود را به بررسی موضوع حضور محمد هاشمی در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام اختصاص دهد. این روزنامه اصلاح طلب به این بهانه به موضوع ابقا هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت پرداخته و تلاش کرد به بهانه این ابقا، انتقادات نسبت به عملکرد مهدی، فائزه و محمد هاشمی را سیاسی جلوه دهد.

به نظر می‌رسد عدم حضور برخی اعضای سابق مجمع تشخیص در دوره جدید این مجمع، یکی از علل اصلی تلاش برای حضور نزدیکان هاشمی در این جلسات باشد

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 13:40  توسط سرباز | 
حضور يك مجرم امنيتي در كنار هاشمي+عكس

اکبر هاشمی رفسنجانی با حضور در مجتمع پردیس دانشگاه آزاد با برخی از دانشجويان‌ و اساتید حقوق و علوم سياسی این دانشگاه دیدار کرد.

به گزارش جهان، گذشته از نحوه هماهنگی انجام این دیدار با مسئولان دانشگاه آزاد که نکات قابل تاملی را در خود دارد، حضور فائزه هاشمی رفسنجانی در صدر این مجلس و در کنار پدر در حالی که رای قطعی محکومیت وی به حبس صادر شده، بسیار قابل تامل است.
 
  


  mohammad kazempour-2.jpg

mohammad kazempour-11.jpg

 
 
 
دادگاه تجدید نظر تهران در سال گذشته با تایید حکم دادگاه بدوی، "فائزه هاشمی رفسنجانی" را به 6 ماه زندان و 5 سال محرومیت از فعالیت های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم کرد. 
 
حال حضور فائزه در کنار آقای هاشمی رفسنجانی تامل برانگیز و حاوی پیام های سیاسی تلقی می شود.
 
محمود علیزاده طباطبایی، وکیل خانواده هاشمی، چند روز پیش در گفت وگو با روزنامه شرق مدعی شده بود: "فائزه اصرار دارد که به زندان برود."
 
از سوی دیگر مدتی است زمزمه بازگشت "مهدی هاشمی" به کشور و احتمال حضور وی در دادگاه برای پاسخ گویی به اتهاماتش مطرح است.
علیزاده همچنین درباره مهدی هاشمی هم گفته بود: آیت‌الله هاشمی معتقد است و می‌گوید مهدی بی‌گناه است. من حتی به آقای هاشمی گفتم ممکن است مهدی بیاید و او را بازداشت کنند. اگر شما عکس‌العمل نشان دهید می‌گویند از بچه‌اش دفاع می‌کند، عکس‌العمل نشان ندهید می‌گویند حتما کاری کرده که پدرش هم از او دفاع نمی‌کند. آقای هاشمی گفت من که بچه نیستم این همه اجحاف شده؛ خب یکی هم نسبت به بچه من!
 
با توجه به ادعاهای عجیب آقای هاشمی و تصاویر منتشر شده امروز، بعید نیست او فائزه را هم بیگناه و قربانی یک توطئه بداند
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 13:38  توسط سرباز | 
این روزها اخبار انتخاباتی بیشتری از جبهه اصلاحات به گوش می رسد که به معنی تلاش این جبهه برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری 92 تلقی شده است.
 
آغاز فعالیت انتخاباتی خاتمی با یک بیانیه/ کارگزاران کاندیدای خود را مشخص کرد
 

به گزارش جهان به نقل از مشرق، تصفیه جبهه اصلاحات از عناصر تندرو در دستور کار محمد خاتمی قرار گرفته است.

خاتمی معتقد است در پایان فصل بهار باید این تصفیه به پایان رسیده و کار انتخاباتی ریاست جمهوری یازدهم با یک بیانیه حزبی و یک اعلام موضع کلید بخورد.

در همین حال، در جلسه تعدادی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی از کاندیداتوری اسحاق جهانگیری برای ریاست جمهوری آینده حمایت شده است. استدلال موافقان این است که جهانگیری چهره ای کاری و معتدل است که از صافی شورای نگهبان نیز عبور می کند.

برخی خبر ها هم حاکیست که اخیرا محمد خاتمی، مجید انصاری و موسوی لاری با حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی نماینده اسبق تهران در منزلش دیدار و از وی عیادت کرده اند. پیش از این هم برخی از چهره های مطرح اصلاح طلب با حجت الاسلام طباطبایی دیدار کرده بودند.

پس از این دیدار برخی اصلاح طلبان پیشنهاد کرده اند باید به بهانه برخی مناسبت ها از ایشان در منابر و سخنرانی ها استفاده نماییم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:28  توسط سرباز | 
معرفی کتاب سودای سکولاریسم
بیرون آمدن سکولاریسم از آستین قبای سید
 
 
 
 
 
 
 

گروه فرهنگی: «از بچگی، مرتب و منظم بود، لباسهایش را خودش می شست و گاهی با چنان دقتی مشغول دوختن جوراب پاره اش می شد که هر که نمی دانست فکر می کرد دارد یک مساله مهم را حل می کند. قم هم که بود فقط یک قبا داشت، اما تا قبایش را از اتوشویی برایش بیاورند در خانه می نشست». اینها توصیفات مادر «شیک پوش ترین طلبه قم» از پسرش است.

کتاب سودای سکولاریسم در هفت فصل تنظیم شده است، شاید به نیت هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که نام سید محمد خاتمی را سر زبانها انداخت و وزیر ارشاد مستغفی دولت سازندگی را رییس دولت اصلاحات کرد.
اگر فصل اول کتاب را که به ارائه مباحثی تئوریک در زمینه سکولاریسم می پردازد کنار بگذاریم بقیه فصول، همگی به دوره هایی از زندگی سید محمد خاتمی اختصاص دارد. فصل اول عنوان «سکولاریسم اسلامی: نظریه توحید و شرک در سیاست» را به خود می بیند و با مرور تاریخچه سکولاریسم در غرب، به ارائه بحثی درباره سکولاریسم اسلامی می رسد.

نویسنده در فصل دوم بررسی زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی را آغاز کرده و در این فصل که «فرزند آیت الله» نام دارد زندگی او را از بدو تولد تا دوره ریاست بر مرکز اسلامی هامبورگ مرور میکند. در بخشی از این فصل که «طلبه یا شاگرد جان لاک» نام دارد، می توان ایجاد اولین زمینه ها برای رسوخ تفکر لیبرالی و غربی در ذهن و اندیشه خاتمی را مورد مطالعه قرار داد. آنجا که او در کنار طلبگی به تحصیل فلسفه غرب در دانشگاه اصفهان می پردازد و روحیه لطیف و شاعرانه اش این مرام و مسلک را می پسندد. مرور حضور اجمالی خاتمی در جمع مبارزین قبل از انقلاب نیز از دیگر بخشهای این فصل است.

فصل سوم «از کیهان تا کیان» نام دارد. نویسنده در ابتدای این فصل به تحلیل چرایی تعلل خاتمی در برگشت به کشور پس از پیروزی انقلاب پرداخته و این امر را ناشی از تردید او در به ثمر نشستن انقلاب و ناکام نماندن آن می داند.
این فصل زندگی خاتمی تا دوره وزارت ارشاد او را در بر می گیرد و بررسی حلقه کیان و تفکرات خاتمی و دیگر اعضای آن از مطالب مهم این فصل است.

اما فصل چهارم «آقای رییس جمهور» را از پایان سال 76 تا پایان دوره ریاست جمهوری روایت میکند. این فصل با «قهر با رهبری، رفاقت با هاشمی» آغاز می شود و بعد با بررسی فضای سیاسی آن سالها  از این می گوید که «خاتمی چگونه کاندیدا شد؟».

نویسنده در این فصل فعالیت های دولت اصلاحات و «اهم رویدادهای سیاسی دوران اصلاحات» را بررسی میکند و در تمام این موارد به موضع گیری و نقش رییس جمهور وقت نگاه ویژه ای دارد.

فصل چهارم با جواب دادن به این پرسش پایان می یابد که «چرا سکولارها ناکام ماندند؟».

فصل پنج وقتی شروع می شود که دوران ریاست جمهوری خاتمی رو به پایان است؛ او «بنیاد باران» را تاسیس کرده و «اسلام میانه» را در پیش گرفته است. نویسنده در اینجا توضیح کوتاهی درباره انقلاب رنگی ارائه میکند و بعد به انتخابات دهم می رسد. مرور فعالیتهای خاتمی قبل، حین و بعد از برگزاری انتخابات 88 در این فصل انجام شده و نویسنده در انتها از «تقلا برای بازگشت» می گوید.

حالا که نویسنده دوسیه خاتمی را رو کرده، وقت آن است که برخی اقدامات شاذ او در فصل «حرف ها و عکس ها» بررسی شود. فصل ششم با بررسی «حضور خاتمی در نشست بیلدربرگ» آغاز می شود؛ محفلی مشکوک که آن را دولت پنهان جهان می دانند. «دیدار با جرج سوروس و معامله بزرگ» نام بخش دیگر این فصل است. «مصافحه با زنان ایتالیایی»، «مصافحه با راسموسن» و «نامه محرمانه به رهبری» از دیگر بخشهای این فصل است؛ فصلی که با بخش «طرح ترور خاتمی» پایان می یابد.

نویسنده در فصل هفتم در صفحاتی نه چندان زیاد به «آسیب شناسی» می پردازد و اینگونه می نویسد: «در آسیب شناسی موضوع تحقیق حاضر بی تردید اساسی ترین پرسشی که به ذهن متبادر می شود آن است که، به چه دلیل شخصیتی چون سید محمد خاتمی فرصت و امکان این را می یابد که ظرفیت و توان بحران سازی علیه سیستم را در خود انباشت کند؟».

بخش عکس ها و ضمائم کتاب نیز که در پایان آمده است نسبتا جذاب و قابل اعتنا است.

نکته ای که خواندن این کتاب را می تواند جذاب کند، ارائه کدها و شاهد مثال هایی است که نویسنده از نشریات و کتابهای مختلف آورده و تحلیلهایش را با آنها مستند کرده است.

«سودای سکولاریسم» که عنوان «رمزگشایی از زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی» را بر روی جلد خود می بیند کاری است از «سید یاسر جبرائیلی» و توسط خبرگزاری فارس در 464 صفحه و با قیمت 9800 تومان منتشر شده است.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 2:49  توسط سرباز | 

'متاسفانه وی آن دوران را فراموش کرده است'؛

هاشمی رفسنجانی؛ از بستن روزنامه‌ها تا حمایت از فضای انتقاد

 
 
 
هاشمی رفسنجانی؛ از بستن روزنامه‌ها تا حمایت از فضای انتقاد
 
 
دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی چندان دور و از یاد رفته نیست که نتوان به راحتی از واقعیت های آن دوران سخن گفت. بسیاری از میانسالان و حتی جوانان سیاست های دولت ایشان را از اعماق وجود درک کرده اند!

سرویس سیاسی جهان نیوز - دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی چندان دور و از یاد رفته نیست که نتوان به راحتی از واقعیت های آن دوران سخن گفت. بسیاری از میانسالان و حتی جوانان سیاست های دولت ایشان را از اعماق وجود درک کرده اند!

اما روایت هایی که آقای هاشمی رفسنجانی در سال های اخیر از رویکرد دولتش و باورهای خود بیان می کند، برای بسیاری از ناظران سیاسی سخت باور و غربیه است؛ گویی این سخنان دورانی دیگر را روایت می کند نه آنچه در هشت سال سازندگی گذشت.

در همین راستا، رئیس مجمع تشخیص روز چهارشنبه در دیدار جمعی از دبیران سازمان‌های غیردولتی و جوانان فعال سازمان‌های مردم نهاد کشور، انتقادات صریح و البته در چارچوب قانون را برخاسته از طبیعت دوران جوانی خواند و با اشاره به الزام وجود این صراحت برای هوشیار ساختن مسئولین تصریح کرد: اگر به مردم و جوانان میدان و فضا برای انتقاد سالم و فعالیت داده نشود، این انتقادات خاموش نخواهد شد و چه بسا به محفل‌های خانگی و زیرزمینی کشیده شود.

آقای هاشمی رفسنجانی فروردین ماه امسال هم در دیداری که با مسئولان فصلنامه مطالعات بین‌المللی داشت، ادعا کرد که "اصلاً هیچ موردی تا به حال مخصوصاً آن دوره‌ای که رئیس جمهور بودم، موافق با زندانی سیاسی کردن هیچ کس نبودم. ما زندان را می‌شناختیم که چیست. بستن روزنامه برای من اصلاً یک تابو بود. مگر اینکه از دست من خارج بود".

این ادعاها در حالی بیان شده است که مرور نگاه و رفتار مسئولان دولت سازندگی به "نقد و انتقاد"، حاکی از موضوعاتی دیگر و واقعیت های تلخی است.

تمجید از نحوه تعامل دولت سازندگی با رسانه‌ها

رئیس مجمع تشخیص در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در سال 83 نیز با خبرگزاری ایسنا مصاحبه کرد و ضمن تمجید از خدمات خود و دولتش، پیرامون نحوه تعامل دولت سازندگی با رسانه‌ها گفت که "ما مشکل عمده‌ای با رسانه‌ها نداشتیم. انتقادات را تحمل می‌کردیم و گاهی جواب می‌دادیم. البته رسانه‌ها هم خیلی ماجراجویی نمی‌کردند. شما باید خوب بدانید چند روزنامه‌ای که در زمان من شکل گرفتند، مادر جنبش رسانه‌ای شدند ... چندین مجله در زمان دولت من شکل گرفتند و این ناشی از فضای آزادی بود که دولت ایجاد کرده بود و هیچ وقت از طرف من به آنها تعرض نمی‌شد."

متاسفانه به نظر می‌رسد هاشمی دچار فراموشی شده‌ است

گذشت ساعاتی از انتشار این مصاحبه کافی بود تا شورای سردبیری روزنامه "جهان اسلام"، یکی از دو روزنامه منتقد در دولت هاشمی، دست به کار شوند و سخنان او را تکذیب و از آن ابراز تاسف کنند.

جهان اسلام که فعالیت خود را از سال 1369 به مدیر مسئولی هادی خامنه‌ای و به عنوان یک روزنامه منتقد دولت سازندگی آغاز کرده بود، پس از حدود چهار سال و با دستور مقامات دولت هاشمی، عمر کوتاهش به پایان رسید.

شاید به همین دلیل بود که شورای سردبیری روزنامه "جهان اسلام" مصاحبه هاشمی با ایسنا را این گونه جواب داد: "متاسفانه به نظر می‌رسد ایشان دچار فراموشی شده‌اند زیرا حقایق و واقعیت آنچه که در دو دولت ایشان بر رسانه‌ها و مطبوعات گذشته غیر از آن چیزی است که در این مصاحبه شرح گردیده است ... طی آن سال‌ها که ممانعت از فعالیت سیاسی دانشجویان و دور ساختن دانشگاه‌ها از هرگونه جنب و جوش سیاسی به دغدغه برخی افراد و جریانات سیاسی مبدیل شده بود، روزنامه «جهان اسلام» به تنها تریبون جنبش دانشجویی تبدیل گردید."

اما آنچنان که مسئولان این روزنامه از سرگذشت خود نقل کردند، سال 73 و با تصمیم دولت از فعالیت رسانه ای بازماندند.

مفهوم این موضوع را البته، شاید بتوان در جملات پایانی اعتراض شورای سردبیری روزنامه جهان اسلام فهمید: "تاسف زمانی مضاعف می‌گردید که بسیاری از رسانه‌ها بر اثر فضای سنگینی که حاکم بود حاضر نمی‌شدند مراتب اعتراض و انتقاد دست‌اندرکاران روزنامه جهان اسلام را حتی به شکل خبری منعکس سازند."

قطع کمک روزنامه های منتقد

همچنین سعدالله زارعی، کارشناس مسائل سیاسی و عضو شورای سردبیری کیهان در این باره، با یادآوری انتقاد هاشمی نسبت به رویه روزنامه کیهان در زمان دولت پنجم و ششم، تصریح کرد: هاشمی نسبت به انتقادات روزنامه کیهان علیه دولتش آزرده خاطر بود و از این رو کمک‌های دولت به روزنامه‌هایی که علیه آنها انتقاداتی را مطرح می‌کردند قطع و نشریه‌های دانشجویی منتقد هاشمی نیز تحت فشار قرار گرفتند.

زندانی کردن منتقدان

دیدگاه سخت گیرانه آقای هاشمی در زمان ریاست جمهوری‌اش که درست نقطه مقابل سخنان امروزش بود، بر حوزه سیاست هم سایه افکنده بود.

برخی از عناصر گروهک موسوم به ملی مذهبی در سال 69 نامه‌ای به رئیس دولت پنجم نوشتند و به اکبر هاشمی‌رفسنجانی اعتراض کردند. بعد از این نامه بود که برخی از نویسندگان آن از جمله عزت‌الله سحابی بازداشت و روانه زندان شد.
 
سحابی درباره علت بازداشت خود توسط هاشمی رفسنجانی می‌گوید: ‌"‌بعد از دستگیری‌ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می‌شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت‌الله سحابی را گرفتید؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: رویش زیاد شده بود،‌می خواستیم رویش را کم کنیم."
 
همچنین در برخی رسانه‌ها عنوان شده است، عباس عبدی از اعضای مرکزیت حزب منحله مشارکت در سال 1373 زمانی که سردبیر روزنامه سلام بوده، در پی انتقاد از اکبر هاشمی‌رفسنجانی ‌۱۱ ماه را در زندان سپری کرد.

با توجه به این واقعیت ها، روشن نیست منظور آقای هاشمی از فضا دادن به مردم و جوانان برای انتقاد و فعالیت، پیگیری همان رویکرد وی در دولت سازندگی است یا اینکه سخنان وی از جنس خطبه های جنجالی‌اش در تیرماه سال 88 است که فتنه گران را به وجود آورد؟!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 2:46  توسط سرباز | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
فتنه گران
این وبلاگ جهت انتشار اخبار ؛ تصاویر ؛مقالات ؛ وموضوعات مربوط به فتنه گران وسران فتنه ودر یک کلام دایره فتنه ایجاد گردیده است تامردم عزیز کشورمان از نیات شوم آنها آگاه گردند.

××××××××××××××××××××


مقام معظم رهبری در خصوص وقایع اخیر فرمودند که این جریانات فتنه بود یعنی یک امتحان و ابتلای الهی که در این مقطع باعث شد خالص از ناخالص جدا شود و خطوط افرادی که سالها در دامان انقلاب رشد کرده و بالیدند و به این مرحله رسیدند نمایان گردد و رهپویان واقعی خط امام از دروغگویان و خدعه کنندگان جدا گردند. ابتلا به فتنه بسیار سخت است زیرا در هنگام فتنه حق و باطل به نحوی آمیخته می شوند که تشخیص آنها از هم ممکن نیست. بسیاری در این مسیر به بیراهه می روند و بسیاری مثل طلحه و زبیر و دیگر صحابه که سالها در جوار پیامبر (ص) بودند، یکباره بینش و بصیرت خود را از دست داده و در مقابل ولی امر مسلمین می ایستند .


در صورت برخورداری از بصیرت،دشمنان در غبار آلودگی فتنه نمی توانند ملت را گمراه کنند یا به اشتباه بیاندازند.

امام خامنه ای 15/7/88

پیوندهای روزانه
شهید درهم پور
دار الشيعه
رز سفيد
مرز پر گهر
جنگ نرم
این عمار
چشمه زلال
مهدویت
خلوت انس
الف لام میم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل شهریور 1391
هفته سوم مرداد 1391
هفته دوم مرداد 1391
هفته سوم خرداد 1391
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته اوّل اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته سوم فروردین 1391
هفته دوم اسفند 1390
هفته چهارم بهمن 1390
هفته سوم بهمن 1390
هفته اوّل بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته سوم دی 1390
هفته دوم دی 1390
هفته اوّل دی 1390
هفته چهارم آذر 1390
هفته سوم آذر 1390
هفته دوم آذر 1390
هفته چهارم آبان 1390
هفته سوم آبان 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته چهارم مهر 1390
هفته سوم مهر 1390
هفته دوم مهر 1390
هفته اوّل مهر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته سوم شهریور 1390
هفته دوم شهریور 1390
هفته اوّل شهریور 1390
هفته چهارم مرداد 1390
هفته اوّل مرداد 1390
هفته سوم تیر 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته اوّل تیر 1390
آرشيو
نویسندگان
سرباز
سرباز
پیوندها
آپلود عكس
گلچين 35
عماريون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ br />

نداي انقلاب ------------ 
 اخباری را که کلاغه برای ما می آورد به همه می گوییم كلاغ پرس